

خنده بر خورشيد و ماه از تابش منظر زند
|
برفراز مجلس ما، ماهي امشب سر زند
|
|
مطرب خوش نغمه امشب پرده ديگر زند
|
ساقي گل چهره امشب جلوه ديگر کند
|
|
وحى آمد در مبارك باد مولى در غدير
|
آسمان پوشيده بر تن، پرنيان نيلگون
|
|
چون که فردا آفتاب از برج خاور سر زند
|
آسمان را گفتم اين بزم و نشاط از چيست؟ گفت:
|
|
مصطفي تاج ولايت بر سر حيدر زند
|
من در آن بزم کنم خدمت که شاه انبياء
|
|
کشتي لولاک چون آن جا رسد، لنگر زند
|
در غدير خم چو دريا خلق خيز و موج و موج
|
|
بر سرير دين نشيند بر سرش افسر زند
|
کاين علي باشد ولي الله، بايد بعد من
|
|
بوسه بر پاي، علي داماد پيغمبر زند
|
آسمان بر خاک افتاده است خواهد چون زمين
|
|
مرد حق بايد قدم در راه اين رهبر زند
|
نيست مردان خدا را رهبري غير از علي
|
|
تا به سر تاج ولاي خواجه قنبر زند
|
آسمان بر گردن افکنده است طوق بندگي
|
|
خنده بر پرچم دار و اسکندر زند
|
پرچم شاه ولايت بين که در هر بامداد
|
|
دست بر دامان او در عرصه محشر زند
|
دست گير از کرم افتاده اي گر چون "رسا"
|
"محمد جواد غفورزاده" (شفق)
محصولات فرهنگي - گردهمايي ها - اهل البيت - اوقات شرعي - دعا و زيارت - وژه نامه - صدا و تصوير - آموزش - تماس با ما - ديگر سايتها - بازگشت به خانه