بهار محمد (ص)


Pars Ghoran

Qibla Direction

Discover Islam

 

 
رونق گل مى‏برد، عذار محمد
گل نكند جلوه در جوار محمد
 
وليكن نيست ‏خزان از پى بهار محمد
گل شود افسرده از خزان
 
سايه نشينند در جوار محمد
سايه ندارد ولى تمام خلايق
 
سايه فكنده است، اقتدار محمد
سايه ندارد ولى به عالم امكان
 
هاله نور است در كنار محمد
سايه نمى‏ماند از فروغ جمالش
 
آيت و الليل و النهار محمد
شمس رخش همجوار زلف سيه ‏فام
 
خاك حسين است‏ يادگار محمد
تا كه بماند اثر زنكهت مويش
 
يك اثر از موى مشگبار محمد
تربت‏خوشبوى كربلاى معلاست
 
دست ‏خدا بود چون كه يار محمد
رايت فتحش به اهتزاز درآمد
 
بس بودش مدح كردگار محمد
من چه بگويم [حسان] به مدح و ثنايش

"حسان"